استان البرز

ايقربلاغ

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ استان البرز خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

 
" بعضی ها خیال می کنند اگر گریه نکنند، نمی شود! این غلط است. درست است که ما از امام درخواست دعا می کنیم،ولی در تاریخ یا روایات حتی یک مورد هم سراغ نداریم که در زمان پیامبر (ص) یا ائمه (ع)، فردی آمده و در حضور آنها گریه کرده باشد تا آنان در حقش دعا کنند.
 
من در حرم پیامبر یا ائمه که مشرف می شوم،عقب عقب بر نمی گردم بلکه زیارت می کنم و باز می گردم، چون جایی ندیدم نوشته شده باشد که کسی در حضور پیامبر(ص) عقب عقب برگشت.زنده و مرده که فرق نمی کند.بنابرآنچه از روایات داریم، اگر کسی در حضور خود پیامبر(ص) عقب عقب بر می گشت، پیامبر منع می کرد.بنابراین، از سیره پیامبر(ص) نمی شود این مطلب را استنباط کرد.
 
همچنانکه از امام علی(ع)نقل می کنند روزی از کوفه به مدائن رفت و در آنجا افرادی را که عادت کرده بودند جلوی اسب حکّامشان بدوند، از این کار منع کرد.در جایی هم نیامده که در زمان پیامبر(ص) کسی از ایشان دعا خواسته و بعد گریه کرده باشد که یا رسول الله، برایم دعا کن."

[ یکشنبه 26 مرداد1393 ] [ 9:12 قبل از ظهر ] [ مهدي كوليوند ]

[ ]

 

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

 

[ چهارشنبه 15 مرداد1393 ] [ 9:57 قبل از ظهر ] [ مهدي كوليوند ]

[ ]

چرا رفتی چرا من بی قرارم


به سر سودای آغوش تو دارم …


نگفتی ماه تا امشب چه زیباست


ندیدی جانم از غم نا شکیباست


چرا رفتی چرا من بی قرارم


به سر سودای آغوش تو دارم

 

خیالت گرچه عمری یار من بود


امیدت گرچه در پندار من بود


بیا امشب شرابی دیگرم ده


ز مینای حقیقت ساغرم ده


چرا رفتی چرا من بی قرارم


به سر سودای آغوش تو دارم

چرا رفتی چرا من بی قرارم


به سر سودای آغوش تو دارم


نگفتی ماه تا امشب چه زیباست


ندیدی جانم از غم نا شکیباست


چرا رفتی چرا من قرارم


به سر سودای آغوش تو دارم

 

دل دیوانه را دیوانه تر کن


مرا از هردو عالم بی خبر کن


بیا امشب شرابی دیگرم ده


ز مینای حقیقت ساغرم ده


ز مینای حقیقت ساغرم ده

چرا رفتی چرا من بی قرارم


به سر سودای آغوش تو دارم…

[ پنجشنبه 2 مرداد1393 ] [ 9:5 قبل از ظهر ] [ مهدي كوليوند ]

[ ]

خرد را یافتم گفتم علی کیست؟
بگفت آنکس که وصفش حدّ کس نیست
علی حسنیست در آئینه غیب
که وصفش از زبان ما بود عیب
علی ویران نشین عرش پیماست
از این پایین تر آز آن نیز بالاست
نه لوح و نه سپهر و نه قلم بود
علی عبد خدا پیش از عدم بود
علی روشنگر پیش از زمانهاست
علی خورشید آن سوی مکانهاست
علی چشم خدا دست خدا بود
خدا داند که کی بود و کجا بود
چه می گویم – که می داند علی کیست؟
علی اعجوبه ای در ملک هستیست
علی با آنکه از هر اوج بالاست
به هر کس بنگری گوید وی از ماست
علی ماهی که در هر دل خروشید
بیک شب در چهل منزل درخشید
علی هم حق بود هم محور حق
گواهی می دهد پیغمبر حق
علی آه دل بشکسته دلهاست
علی فریاد از عصیان خجلهاست
که غیر از او به قاتل شیر بخشید
شب معراج نشنیدی که احمد
در آن خلوت سرای حی سرمد
بهر جانب که چشم خویش بگشود
علی بود و علی بود و علی بود

[ جمعه 27 تیر1393 ] [ 0:48 قبل از ظهر ] [ مهدي كوليوند ]

[ ]




امیرالمومنین علی علیه السلام:إذا رأیتم الرایات السود فالزموا الأرض ولا تحرکوا أیدیکم ولا أرجلکم ثم یظهر قوم ضعفاء لا یُوبه لهم قلوبهم کزُبَر الحدید هم أصحاب الدولة لا یفون بعهد ولا میثاق یدعون إلى الحق ولیسوا من أهله "أسماؤهم الکنى ونسبتهم القرى” حتى یختلفوا فیما بینهم ثم یؤتی الله الحق من یشاء..."

"زمانی که پرچم های سیاه را دیدید از جای خود حرکت نکنید - به این معنا که دعوت آنان باطل است و نباید به کمک آنان بشتابید - سپس قومی ضعیف ظاهر می شوند که قلب هایشان مانند براده های آهن سخت است، آنها وفادار به هیچ عهدی نیستند، به حق فرا می خوانند در حالیکه از آن نیستند، اسامی شان، کنیه و نسبت هایشان از نام شهرها گرفته شده؛ تا اینکه در بین خود اختلاف نظر پیدا می کنند و خداوند اهل حق – هر کسی که بخواهد- را ظاهر می سازد..."

از کتاب "احقاق الحق و ازهاق الباطل" معروف به احقاق الحق نوشته شهید قاضی نورالله شوشتری
........................
گفته می شود ممکن است مقصود امیرالمومنین علیه السلام همین گروه تروریستی"داعش" باشد.
کسانی که پرچم های سیاه دارند، اسامی شان، کنیه است مانند "ابو مصعب، ابوالبراء و..." و نسبت هایشان به شهرها می رسد مانند "البغدادی، الحرانی و..." .
 

[ دوشنبه 16 تیر1393 ] [ 7:45 قبل از ظهر ] [ مهدي كوليوند ]

[ ]

[ دوشنبه 9 تیر1393 ] [ 11:28 قبل از ظهر ] [ مهدي كوليوند ]

[ ]

[ دوشنبه 9 تیر1393 ] [ 8:52 قبل از ظهر ] [ مهدي كوليوند ]

[ ]

نمونه ای از کیک طلاق که این روزها در بعضی نقاط تهران مد شده؟!!!!

 

 

[ دوشنبه 19 خرداد1393 ] [ 7:41 قبل از ظهر ] [ مهدي كوليوند ]

[ ]

همه چيز خوب وآرومه...

همه چيز آرومه ،آرومه

[ پنجشنبه 8 خرداد1393 ] [ 6:22 بعد از ظهر ] [ مهدي كوليوند ]

[ ]

مبعث نشانه تفكر و تعقل در اسلام است

نماینده مردم کرج در مجلس شورای اسلامی ضمن ابراز خرسندی از برگزاری جشن بزرگ مبعث به میزبانی سازمان آرامستانهای شهرداری کرج، تداوم چنین جشن هایی را موجب تقویت روحیه پرسنل این سازمان که در شرایط خاصی ایفای خدمت می کنند، دانست و اظهار داشت: مبعث نشانه تفكر و تعقل در اسلام است.
محمدجواد کولیوند در ادامه افزود: مبعث پيامبر (ص) نشان مي‌دهد كه اسلام دين تفكر و تعقل است. عضو خانه ملت به بيان احاديث و روايات در باره فضايل ماه رجب پرداخت و افزود: در اين ماه رحمت خدا بر بندگان سرازير مي‌شود و همه آن به اين دليل است كه انسان به مرحله خودسازي برسد. وی با بیان اینکه عید مبعث رسول اکرم (ص) یکی از اعیاد بزرگ اسلامی و نمادی برای وحدت بیشتر مسلمانان است، خاطر نشان کرد: روز بیست و هفتم رجب سالروز بعثت نبی مکرم اسلام (ص) و نزول نخستین پیام آسمانی برای آن بزرگوار در بین مسلمانان از ارزش و احترام خاصی برخوردار است. وی اضافه کرد: با نازل شدن نخستین آیه های قرآن کریم، رسالت پیامبر اکرم (ص) برای هدایت بشریت به سوی خداپرستی و توحید آغاز شد.

[ سه شنبه 6 خرداد1393 ] [ 6:16 بعد از ظهر ] [ مهدي كوليوند ]

[ ]

علل سقوط حكومت هخامنشيان را در يك صفحه توضيح دهيد؟

علل سقوط حكومت اشكانيان را در يك صفحه توضيح دهيد؟

علل سقوط حكومت صفويان را در يك صفحه توضيح دهيد؟

علل سقوط حكومت پهلوي را در يك صفحه توضيح دهيد؟

 

[ پنجشنبه 1 خرداد1393 ] [ 7:59 قبل از ظهر ] [ مهدي كوليوند ]

[ ]

در پی اقدام برخی گروهها در جریان سفر"سیدحسن خمینی" به بروجرد و حمایت فرماندار بروجرد از آنها و لغو سخنرانی سید حسن خمینی، حسن روحانی رییس جمهور شخصا دستور عزل فرماندار و توبیخ استاندار لرستان را صادر کرد.

نظرمدير وبلاگ:

احسنت به رئيس جمهور قاطع ومدبر زمان سنج.جناب رئيس جمهور خوب بود اين همه عجله در برخورد وعزل وتوبيخ را در ساير مسائل كشور هم رعايت واعمال نماييد.چطور است كه شما وتيم كاريتان در برخورد با گراني هاي كمر شكن با فساد خانمان سوز واشتغال زير صفر وهزاران مشكل ديگر جامعه تا اين حد قاطع نيستيد اقاي رئيس جمهور بهتر است كمي هم به فكر مردم باشيد واز حركات بچه گانه دست برداريد.شان رئيس جمهور يك كشور بزرگ مانند ايران بالاتر از اينست كه خود را وارد بازيهاي سياسي نخ نما بنمايد.آقاي روحاني كمي به اعصابتان مسلط باشيد وقبل از عمل كمي هم فكر كنيد كه يك ساعت فكر كردن بهتر از 70سال عبادت بيان شده....موفق باشي دكتر.

[ شنبه 27 اردیبهشت1393 ] [ 9:58 قبل از ظهر ] [ مهدي كوليوند ]

[ ]

اظهارات تامل برانگیز آیت الله جوادی آملی/
ملتي که سفره‌اش خالي است و بدهکار است و فرزند بيکار دارد و خودش هم بازنشسته است، اين ملت دهنش به چاپلوسي باز است، هرگز اهل نقد نيست، هرگز اهل اعتراض نيست.کسي که دستش تهي است، زبانش به چاپلوسي بسته است، ممکن نيست ملتي تهيدست باشد، زبانش به اعتراض و نقد و پاسخ‌گويي و مساله‌داني و مساله‌خواهي و طلب‌خواهي، باز باشد.
آیت الله جوادی آملی در پیامی تصویری به همایش گفتمان اقتصاد مقاومتی از منظر دین با جملاتی صریح و انتقاداتی جدی، وضعیت کنونی اقتصاد ایران را به دلیل سپرده شدن کارهای اقتصادی به دست لرزانِ افرادِ سفيه و بي‌عُرضه نسبت داد.

  متن کامل پیام آیت الله جوادی آملی به همایش گفتمان اقتصاد مقاومتی که در شهرداری قم برگزار شد به این شرح است:

الحمد لله ربّ العالمين و صلّي الله علي جميع الأنبياء و المرسلين و الأئمة الهداة المهديين سيّما خاتم الأنبياء و خاتم الأوصياء(عليهما آلاف التحيّة و الثناء) بهم نتولّي و من أعدائهم نتبرّءُ الي الله!

اقتصاد مقاومتي از منظر دين در چند عنصر خلاصه مي‌شود: اولاً دين, مال را معرفي کرد, ثانياً خطر فقر را بازگو کرد, ثالثاً راه تنظيم اقتصاد را عاقلانه و عادلانه ارائه داد. اما عنصر اول فرمود: مال, عامل قيام و قِوام يک ملت است؛ در سوره مبارکه «نساء» فرمود: ﴿لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ الَّتي‏ جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِياماً﴾؛[1] ملت اگر بخواهد قائم و مقاوم باشد چاره‌اي نيست که کيف و جيبش پر باشد؛ ملتي که دستش تهي است، از ستون محروم است، از قيام و مقاومت طرْفي نمي‌بندد، اين مال است که عامل قيام يک ملت است: ﴿لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ الَّتي‏ جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِياماً﴾. در همين زمينه فرمود: اين ستون را نبايد به دست لرزانِ افرادِ سفيه و بي‌عُرضه سپرد، آن مديرِ سفيه و آن مدبّرِ لرزان، خود را نمي‌تواند تأمين کند، خودايستادگي را فرا نگرفته، چه رسد به اينکه بتواند ستون ملت و مملکتي را نگهداري کند.

مال, عامل قيام يک ملت است؛ آن‌ کسی که سفاهت اقتصادي دارد, درايت اقتصادي ندارد، صلاحيّت آن را ندارد که مال را به دست او بدهند، اگر هم هوش اقتصادي دارد و لکن طهارت قُدسي و قداست عقل در او يافت نمي‌شود، او سفيه است. سفاهت در فرهنگ قرآن تنها در فقدان نظر نيست، بلکه بسياري از افرادند که از نظر علمي، خردمند و پخته و فرهيخته هستند ولی از نظر عقل عملي سفيه‌اند. قرآن کريم کساني را که راهيِ راه ابراهيم خليل(سلام الله عليه) نيستند سفيه مي‌داند: ﴿وَ مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهيمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ﴾؛ اگر اين حديث معروف در کنار آن آيه مشهور قرار بگيرد معلوم مي‌شود که اينها دو قضيه مناسب‌اند: يکي اينکه «العقل ما عُبد به الرحمن و اکتسب به الجنان»؛[2] عقل آن است که خدا عبادت شود و بهشت کسب شود. عکس نقيض آن اين است کاري که با آن نمي‌توان خدا را راضي کرد و ملت را خوشنود کرد و بهشت را کسب کرد، اين سفاهت است و اين عقل نيست: «ما لا يُعبد به الرحمن و لا يکتسب به الجنان فليس بعقل»؛ اگر عقل نبود, سفاهت هست؛ اين همان آيه معروف قرآن است که ﴿وَ مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهيمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ﴾.[3] پس مال, ستون يک ملت است؛ مدير و مدبّرِ سفيه که نتواند خود را اداره کند، عُرضه حفظ اين ستون را نخواهد داشت، ملّت موظف است اين مال را به دست افراد سفيه نسپارد؛ آن‌ کسی که مدبريّت اجتهادي، يک؛ مديريت جهادي، دو؛ فاقد اين دو عنصر محوري است، سفيه هست و ملت موظف است که مال را به دست او ندهد.

مطلب بعدي همان است که در سوره مبارکه «حشر» فرمود: مال که ستون است بايد خيمه اي را بر فراز خود افراشته نگه دارد که بتوان همه ملت را زير پوشش اين خيمه نگه داشت، فرمود: ﴿کَيْ لا يَکُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْکُمْ﴾؛[4] دولت را دولت گفتند، چون تداول مي‌شود؛ اين تداول و اين ثروت که دست به دست هم مي‌گردد نبايد در يک منحني محدود دور بزند, بايد در کلّ اين مدار 360 درجه بگردد؛ مثل خوني است که بايد جريان داشته باشد و اگر در يک منحني خاص بگردد، بقيه از جريان اين خون محروم باشند فلج هستند؛ ملتِ فقير فلج است, ملتي که جيبش خالي است, کيفش خالي است, تهيدست است، بدهکار است، مديون است فلج است و ملت فلج قدرت قيام ندارد، چه رسد به مقاومت. نظام تلخ کاپيتال غرب اين‌طور است که ﴿دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْکُمْ﴾؛ نظام فروريخته سوسيال شرق از همين قبيل است که دولت‌سالاري است و ثروت دست دولت‌هاست، اما ملت از ثروت ملّي محروم هستند؛ در نظام سوسيال شرق، دولتي، ثروت را به دولت ديگر منتقل مي‌کند مي‌شود: ﴿دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْکُمْ﴾. در نظام سرمايه‌داري کاپيتال غرب، ثروت و دولت را از دست يک سرمايه‌دار به دست سرمايه‌دار ديگر منتقل مي‌کنند، اين هم مي‌شود: ﴿دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْکُمْ﴾؛ اينکه گفتند 99 درصد در برابر يک درصد، ممکن است بخشي از اينها اغراق و مبالغه باشد; ولي اين خطر هست که اکثري از آن دولت کلان طرْفي نبستند. پس برابر سوره «نساء» ثروتِ ملت، ستون آن ملت است و برابر سوره «حشر» ثروتِ ملت، خون ملت است، اگر اين ستون، زير سقف باشد، همه را پوشش مي‌دهد و اگر خون در تمام جامعه جريان داشته باشد هر کسي به اندازه ظرفيت و استعداد خود بتواند از آن طرْفي ببندد، اين جامعه سر پا و زنده است.

مطلب بعدي خطر تلخ فقر است؛ مستحضريد که قرآن کريم از لوازم و ظرايف ادبي عرب بهره‌هاي فراواني برده است و همراهان خود را آگاه کرد. کسي که گداست و چيزي ندارد به او نمي‌گويند فقير، بلکه به او مي‌گويند فاقد يعني مال ندارد. فقير بر وزن «فعيل» به معني مفعول است، فقير؛ يعني کسي که ستون فقراتش شکسته است، کسي که گرفتار حادثه تلخ «فاقرة الظهر» شد - که در سوره «القيامة» آمده[5] - اين مي‌شود فقير؛ همان‌طوري که قتيل به معناي مقتول است، فقير هم به معني مفعول است: يعني کسي که ستون فقراتش شکسته است. ملتي که جيبش خالي است, دستش تهي است، زمين‌گير است؛ البته اول مسکين است بعد فقير. مسکين؛ يعني گرفتار سکون، بي‌حرکتي؛ ملت تهيدست از حرکت و پويايي ايستاده است و محروم است، يک؛ در اثر شکسته بودن ستون فقرات، زمين‌گير است و مبتلا به نشستن است، دو؛ از اين جهت گفتند فقير، بدتر از مسکين است. اين تعبيرهاي تند قرآن کريم که اگر ملتي دستش تهي بود، قدرت حرکت ندارد و ساکن است، اولاً؛ قدرت ايستادن ندارد و نشسته است، ثانياً؛ براي همين جهت است. بنابراين اگر ملتي شغل نداشته باشد، بدهکار باشد، گرفتار بانک‌هاي ربوي باشد، اين ملت هرگز قائم نيست، چه رسد به مقاومت، چه رسد به ايستادگي در برابر حوادث تلخ.

مطلب بعدي که قرآن کريم از اين راه گوشزد مي‌کند مي‌فرمايد: ملتي که سفره‌اش خالي است و بدهکار است و فرزند بيکار دارد و خودش هم بازنشسته است، اين ملت دهنش به چاپلوسي باز است، هرگز اهل نقد نيست، هرگز اهل اعتراض نيست. در دو جاي قرآن کريم از ملت تهيدست به «اِملاق» ياد کرده است فرمود: ﴿وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِيَّاکُمْ﴾,[6] يا ﴿نَرْزُقُکُمْ وَ إِيَّاهُمْ﴾،[7] در يک جا مخاطب مقدم بر مغايب است و در يک جا مغايب مقدّم بر مخاطب است: ﴿نَرْزُقُهُمْ وَ إِيَّاکُمْ﴾, ﴿نَرْزُقُکُمْ وَ إِيَّاهُمْ﴾، در هر دو جا سخن از املاق است، املاق؛ يعني تملّق‌گويي, چاپلوسي. شما مستحضريد کساني که در اين وزارتخانه‌ها تلاش و کوشش مي‌کنند، مي‌دانند معاونان آنها با آنها يک‌طور حرف مي‌زنند، افرادي که در آبدارخانه هستند يک‌طور حرف مي‌زنند، آبدارچي يک‌طور تملّق مي‌گويد، معاون يک‌طور سخن مي‌گويد. کسي که دستش تهي است، زبانش به چاپلوسي بسته است، ممکن نيست ملتي تهيدست باشد، زبانش به اعتراض و نقد و پاسخ‌گويي و مساله‌داني و مساله‌خواهي و طلب‌خواهي، باز باشد. دهن ملت وقتي فقير باشد به چاپلوسي باز است، کمر او شکسته است.

خلاصه بحث اقتصاد مقاومتي آن است که مال، ستون مملکت است و اهل اختلاس و اهل روميزي و اهل زيرميزي و کسي که ضعف مديريت دارد و کسي که توان آن را ندارد کشوري که يک درصد جمعيّت دنيا را دارد؛ يعني هفتاد ميليون و بيش از هشت درصد امکانات روي زمين در دست اوست، نتواند خود را اداره کند، گرفتارِ ﴿لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ الَّتي‏ جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِياماً﴾. در اين مملکت همه چيز هست؛ جوان‌هاي فعال و بيکار فراوان، مال به دست بانک‌هاي ربوي - که ﴿يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا﴾[8] است - از يک سو و سرمايه‌داراني که مشخص نيست از چه راهي در آوردند و در چه راهي صرف مي‌کنند از سوي ديگر؛ اقتصاد مقاومتي با نصيحت حل نمي‌شود؛ با فهم است و فهم! بفهميم مال در فرهنگ قرآن, ستون دين است و به دست مديراني سپرد که در اقتصاد مجتهد، در مديريت مجاهد و با عزم ملي همراه است و اين خون را در رگ‌هاي همه ملت جاري کرد تا ملت روي پاي خود بايستد.

اين مساله را هم مي‌دانيد ملت را با شغل و کارگري و با مزدوري اداره کردن مکروه است؛ هرگز دين نمي‌خواهد ملت مزدور باشد. شما به کتاب‌هاي فقهي مراجعه کنيد مي‌بينيد اين باب را مرحوم صاحب وسائل در کتاب اجاره منعقد کرد که مکروه است انسان مزدور باشد، هر کس بايد براي خود کار کند، تقويت تعاوني همين‌طور است، دامداري و کشاورزي همين‌طور است؛ اين کشوري که هزارها هکتار همسايه ديوار به ديوار درياست، وقتي علوفه را وارد مي‌کند، اين ملت هرگز توان مقاومت ندارد. مديريّتِ منزّه از سفاهت, مدبريّتِ مبرّاي از سفاهت, مديريت و مدبّريتِ مبرّاي از اختلاس و سرقت و رشوه و روميزي و زيرميزي, ملتِ منزّه از بانک ربوي- که ﴿يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا﴾ - اين ملت صد در صد مقاوم است, صد در صد قائم است. به اميد آنکه اين ملت اين معارف را خوب درک کند, باور کند, در خود تمرين کند و به جامعه منتقل کند! به اميد آن روز!

از ذات اقدس الهي مسئلت مي‌کنيم امام راحل و شهدا را با انبيا محشور بفرمايد! نظام ما، رهبر ما، مراجع ما، ملت و مملکت و دولت ما را در سايه امام زمان حفظ بفرمايد! خطر بيگانگان مخصوصاً استکبار و صهيونيسم را به خود آنها برگرداند! اين ملت بزرگ و بزرگوار و غيور را که مقاوم و اهل مقاومت است، مقاوم‌تر و اهل مقاومت بهتر بفرمايد!

«غفر الله لنا و لکم و السلام عليکم و رحمة الله و برکاته»

منبع:پارسينه

[ شنبه 20 اردیبهشت1393 ] [ 11:47 قبل از ظهر ] [ مهدي كوليوند ]

[ ]

ای بهار

ای بهار

ای بهار


تو پرنده ات رها


بنفشه ات به بار


می وزی پر از ترانه


می رسی پر از نگار


هرکجا رهگذار تست


شاخه های ارغوان شکوفه ریز


خوشه اقاقیا ستاره بار


بیدمشک زرفشان


لشکر ترا طلایه دار


بوی نرگسی که می کنی نثار


برگ تازه ای که می دهی به شاخسار


چهره تو در فضای کوچه باغ


شعر دلنشین روزگار


آفرین آفریدگار


ای طلوع تو


در میان جنگل برهنه


چون طلوع سرخ عشق


چون طلوع سرخ عشق


پشت شاخه کبود انتظار

ای بهار
ای همیشه خاطرت براي من عزیز !

عاقبت کجا ؟


کدام دل ؟


کدام دست ؟


آشتی دهد من و ترا؟


تو به هر کرانه گرم رستخیز


من خزان جاودانه پشت میز


یک جهان ترانه ام شکسته در گلو


شعر بی جوانه ام نشسته روبرو


پشت این دریچه های بسته


می زنم هوار

ای بهار ای بهار ای بهار ....

[ پنجشنبه 18 اردیبهشت1393 ] [ 9:22 قبل از ظهر ] [ مهدي كوليوند ]

[ ]



تخریب اماکن در حریم رودخانه‌های طالقان متوقف شد


امام جمعه شهرستان طالقان از توقف تخریب منازل و بناهایی که در قانون جدید جزو حریم رودخانه‌های این شهرستان قرار گرفته بودند خبر داد.
حجت الاسلام سید فضل الله حسینی درباره اتفاقات و اعتراضات دو روز گذشته در شهرستان طالقان گفت: تخریب چند منزل و مغازه در طالقان با استناد به قرار داشتن آن‌ها در حریم رودخانه، اعتراضاتی را در پی داشت. تلاش ما در این بین آرام نگاه داشتن فضا بود تا خدای نکرده جو متشنجی ایجاد نشود که عده‌ای از آن سوء استفاده کنند. خوشبختانه جو این تجمع آرام بود و درخواست‌ها به شکل منطقی مطرح شد. وی تاکید کرد: قبلآ بار‌ها در مجامع مختلف و در نماز جمعه در رابطه با مسائل و مشکلات سد طالقان و حواشی آن از جمله آلودگی‌های زیست محیطی و همین مسئله حریم رودخانه هشدار داده شده بود و گفته بودیم که بسیاری از این مسائل باید اصلاح شوند. متاسفانه به تذکرات توجهی نشد و کار به اینجا کشید که عده‌ای ضرر و زیان دیدند. امام جمعه شهرستان طالقان روند تخریب‌ها را به شکل فعلی نادرست دانست و گفت: متاسفانه چیزی که ما دیدیم، تخریب خانه و مغازه افراد عادی بود و در این بین مشکلی برای ویلاهای بزرگ حاشیه رودخانه‌ها که متعلق به افراد صاحب نفوذ هستند، به وجود نیامده است. این روند مطلوبی نیست که افرادی به صرف ضعیف بودن ضرر و زیان ببینند. حجت الاسلام حسینی به جلسه ظهر امروز در فرمانداری این شهرستان اشاره کرد و گفت: در این جلسه که با حضور فرماندار و سایر مسئولان و مدیران شهری برگزار شد، قرار بر این شد که تخریب‌ها متوقف شوند تا به صورت دقیق‌تر و با در نظر گرفتن تمام جوانب و به خصوص شرایط مردم ساکن و بومی طالقان، راجع به این مسئله تصمیم‌گیری شود. وی افزود: به هر حال بحث چند نفری که در این میان خسارت و آسیب دیده‌اند مطرح است که باید رسیدگی شود. به عنوان مثال مغازه یا در واقع دکه‌ای که در ورودی شهرک طالقان قرار دارد، منبع درآمد فردی بوده که به گفته خودش و تایید شهرداری، تمام مجوزهای لازم را برای فعالیت از شهرداری کسب کرده بوده است. سوال اینجاست که چرا باید هزینه و آسیب‌هایی را به دلیل ناهماهنگی بین دستگاه‌ها به افراد تحمیل کرد؟

 
منبع:سپيدار

[ چهارشنبه 17 اردیبهشت1393 ] [ 10:18 قبل از ظهر ] [ مهدي كوليوند ]

[ ]